اردیبهشت
🌷🌸🌻🌼🌹
کاش اردیبهشت ما
اردیبعشق میشود…❤️ :)
السلام علیک یا بقيهالله فی ارضه✨
#یاصاحبالزمان🫀
🌷🌸🌻🌼🌹
کاش اردیبهشت ما
اردیبعشق میشود…❤️ :)
السلام علیک یا بقيهالله فی ارضه✨
#یاصاحبالزمان🫀
سجده های واجب و مستحب قرآن :
سوره هایی که سجده واجب دارند :
1. سوره سجده، آيه 15، جزء 21 .
2. سوره فصلت، آيه 37، جزء 24 .
3. سوره نجم، آيه 62، جزء 27 .
4. سوره علق، آيه 19، جزء 30
سوره هایی که سجده مستحب دارند:
مستحب است سجده کردن در یازده مورد و آنها عبارتند از:
۱. سوره اعراف، آیه ۲۰۶ آخر سوره
وقتی که به «وَ لَهُ یسْجُدُونَ» رسید.
۲. سوره رعد، آیه ۱۵ وقتی که به «وَ ظِلالَهُمْ بِالغُدُوِّ وُ الْاصالِ» رسید.
۳. سوره نحل، آیه ۴۹ و ۵۰ وقتی که به «وَ یفْعَلُونَ ما یؤْمَرُونَ» رسید.
۴. سوره بنی اسرائیل، آیه ۱۰۷ تا ۱۰۹ وقتی که به «وَ یزِیدُهُمْ خُشُوعاً» رسید.
۵. سوره مریم، آیه ۵۸ وقتی که به «خَرُّوا سُجَّداً وَ بُکیا» رسید.
۶. سوره حج، آیه ۱۸ وقتی که به «یفْعَلُ ما یشاءُ» رسید.
۷. سوره حج، آیه ۷۷ وقتی که به «وَ افْعَلُوا الْخَیرَ»رسید.
۸. سوره فرقان، آیه ۶۰، وقتی که به «وَ زادَهُمْ نُفُوراً» رسید.
۹. سوره نمل، آیه ۲۵ و ۲۶، وقتی که به «رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِیمِ» رسید.
۱۰. سوره ص، آیه ۲۴، وقتی که به «وَ خَرَّ راکعاً وَ أَنابَ» رسید.
۱۱. سوره انشقاق، ایه ۲۱، وقتی که به «إِذا قُرِئَ» رسید.
احکام تلاوت سوره های سجده دار:
وجوب سجده، فوری است و تأخیر آن جایز نیست و اگر فراموش نماید و یا از روی معصیت ترک کرده باشد هر وقت یادش بیاید، باید سجده کند
اگر کسی در حال سجده، آیه سجده را بخواند و یا بشنود، واجب است سر از سجده بردارد و سپس به سجده رود و ادامه دادن همان سجده به قصد سجده واجب و یا کشیدن پیشانی از جای سجده به طرف دیگر، کفایت نمیکند.
ذکر سجده واجب:
مُجرَّد سجده کفایت میکند و گفتن ذکر واجب نیست، اگر چه گفتنِ ذکر، مستحب میباشد و در انجام این مستحب هر ذکری کفایت میکند و لکن بهتر این است که گفته شود:
«سَجَدْتُ لَک یا رَبِّ تَعَبُّداً ورِقاً، لا مُسْتَکبِراً عَنْ عِبادَتِک وَ لا مُسْتَنْکفاً وَ لا مُسْتَعْظِماً بَلْ اَنَا عَبْدٌ ذَلیلٌ ضَعیفٌ خائِفٌ مُسْتَجیرٌ».
یا بگوید:
«لا اِلهَ اِلَّا اللهُ حَقًّا حَقًّا، لا اِلهَ اِلَّا اللهُ ایماناً وَ تَصْدیقاً، لا اِلهَ اِلَّا اللهُ وَ عُبُودِیةً، وَرِقّاً سَجَدْتُ لَک یا رَبِّ تَعَبَّداً وَرِقّاً، لا مُسْتَنْکفاً وَ لا مُسْتَکبِراً، بَلْ اَنَا عَبْدٌ ذَلیلٌ ضَعیفٌ خائفٌ مُسْتَجیرٌ».
یا بگوید آن چیزی را که پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ در سجده سوره «علق» فرمودند و آن این است:
«اَعُوذُ بِرِضاک مِنْ سَخَطِک، وَ بِمُعافاتِک عَنْ عُقُوبَتِک، اَعُوذَبِک مِنْک، لا اُحْصی ثَناءً عَلَیک، اَنْتَ کما اَثْنَیتَ عَلی نَفْسِک».
#یا_زهراس
#قرآن
#دعبل
فراز آخر زیارت عاشورا
خدا لعنت کند کسانی را که
طرفداری کردند…
و همراهی کردند…
و پیروی کردند…
#محرم
#امام_حسین ع
نوشتن از شما یک دل شیر می خواهد که من ندارم، مرا ببخشید اگر قلمم جا می زند برای روایت.
/یک بنی هاشم است و یک زینب/
کاروان که می رسد به نینوا زمانی که عمود خیمه ها فرو می رود در خاک و دیده می شود لشکر نویسنده های بی وفای نامه ها، یک جایی همان دور و اطراف قاسم گوشه معجرتان را می گیرد و نگاهی به چشمانتان می اندازد؛ شما زینب اید ملکه خواندن تمام حرف های ناخوانده از چشم ها، این بار هم از چشمان قاسم خوانده اید!
قاسم را می کشانید به کناری، می گویید: من نتوانستم قاسم، به عمویت حسین می توانستم بگویم نرو و می دانستم باز هم می رود و من هم پی او، اما نتوانستم!
به توهم نمی توانم بگویم نرو ای جان شیرین برادرم.
چشمانتان را می بندید و به یاد می آورید آن شب را. بابایتان را می بینید که کلنجار می رود با میخ در و مرغابی ها؛ گوشه چشمانتان می پرد، ای داد از هرچه خاطره ای که کنار در است…
به قاسم می نگرید، قصد رزم دارد، در میدان می گردید که کلاه خودی برایش پیدا کنید، پیدا نمی شود!
به عباستان می سپارید عمامه سبز پدری اش را بر سرش بگذارد…
قاسم عمامه ابامحمد را بر سر می گذارد، علمدارتان گوشه چشمی به شما می اندازد، می داند باید عمامه را محکم تر ببندد!
آن شب هم اگر به شما بود عمامه را طوری به سر می بستید که تیغ تیز شمشیرکمتر…
بدرقه اش می کنید، انگار که دوباره مادر شده اید، بسکه قاسم شبیه آن روز های حسنتان شده است!
آن روز که برادرتان، حسن محبوب تان، دست در دست مادر با گونه نیلگون وارد خانه شد، هم قد و قواره این روز های قاسم بوده است…
خبر می رسد به گوش تان که علی اکبر اذن میدان گرفته است، دوان دوان خودتان را به خیمه اش می رسانید، یک دل سیر خیره اش می شوید باید نبود لیلا راهم جبران کنید انگار!
من به شما فکر می کنم خانم جان
به فکر هایی که برای سر بابا کرده اید
به تاریخی که تکرار می شود در بنی هاشم
به صلابت قامتتان پس از هر حادثه
به چشم های خیره به درتان
به آخرین نوای حسین گفتنتان
به در و دیوار مسجد
به آن نماز صبحی که شما در خانه اقامه کردید و بابایتان در محراب خون
به محرابی که رحل قرآن شد
به قرآن ناطق خانواده تان
به فرق بابایتان
به فرق شکافته بابایتان
من به جهان تاریک پس از حسینتان فکر میکنم عمه جان!
به آخرین بوسه زیر گلو به سفارش مادرتان
من به شمایی فکر می کنم که در زیارت نامه تان هم نوشته اند:
لقد عجبت من صبرک ملائکة السماء
ملائکه آسمان از صبر تو به شگفت آمدند.
تکمله: جبل الصبر خانواده، ام المصائب حسین(ع)، عمه سادات، از من عقیله ای بساز برای فرماندهی که سپاهش زینب ندارد!
همین.
.
#صلی الله علیک یا اباعبدالله ع