غزه
26 مهر 1402 توسط زهرا انصاری
«در من غـــــزهاے بمبــــاران شــــده!» از صبح که چشم باز کردم تا مثل هر روز صبحانه آماده کنم ، هرچقدر فندک زدم تازه یادم آمد که گاز برای تعمیر قطع شده، به تو فکر کردم! وقتی لقمه صبحانه را بدست کودکم دادم و با لب های آویزان شده پرسید:« مامان امروز… بیشتر »