نوشته های نامرئی 22 بهمن 1402 توسط زهرا انصاری 🍁 💠 عنوان داستان: نوشته های نامرئی اتومبیل جلویی خیلی آهسته پیش میرفت و با اینکه مدام بوق میزدم، به من راه نمیداد. داشتم خونسردیام را از دست میدادم که ناگهان چشمم به نوشته کوچکی روی شیشه عقبش افتاد: “راننده ناشنواست، لطفا صبور… بیشتر »